كاش همان كودكی بوديم كه حرفهايش را ازنگاهش میتوان خواند ، اما اكنون اگر فرياد هم
بزنيم كسی نمیفهمد و دل خوش كرده ايم كه سكوت كرده ايم ...!
سكوت پر بهتر از فرياد تو خاليست ... دنيا را ببين ...
بچه بوديم از آسمان باران میآمد ، بزرگ شده ايم از چشمهايمان میآيد ...!
بچه بوديم دل درد ها را به هزار ناله می گفتيم همه میفهميدند ...
بزرگ شده ايم درد دل را به صد زبان به كسی میگويم ... هيچ كس نمیفهمد ...!
...
چه بسيارند كسانی كه به هنگام غروب ، از غصه ناپديد شدن ...!
... ريزش اشك ها مانع از ديدن ستارگان می شود ...
شب پر قصه بودن
آخ ، نرسيد به آخر
قصه چه بد تموم شد
باغ ستاره پرپر
وقتی كه من خونم رو ، رو لحظه ها گذاشتم
زلزله رو نديدم
اسم قضا قدر رو ، رو قفلتم گذاشتم
عشق خودم رو كشتم
كاش كه دوسش نداشتم
اون كه براش ميمردم
گل رو خاكش گذاشتم
كاش كه دوسش نداشتم
به قلم بهار در ساعت موضوع | همين كه هست
من و خودم

نميدانم زندگی چيست !؟
اگر زندگی شكستن سكوت است
سالهاست كه من سكوت
را شكسته ام
اگر خروش جويبار است
سالهاست كه من در چشمه ی
جوشان زندگی جوشيده ام
اما اين نكته را فراموش نمیكنم
كه زندگی بیوفاست
زندگی سالهاست به من آموخته
اشك بريزم ، اما اشكانم به
من نياموختند كه چگونه
زندگیكنم ... !؟
شايد با سكوت بتوانم زندگیكنم
...
سكوتم را به باران هديه كردم
تمام زندگی را گريه كردم
نبودی در فراق شانه هايت
به هر خاكی رسيدم تكيه كردم
...
هروقت كه دل كسی رو شكستی
روی يه ديوار ميخی بكوب تا يادت
باشه كه دلشو شكستی
هروقت كه دلشو بدست آوردی
ميخ رو از روی ديوار در بيار
آخه ، دلشو بدست آوردی !
اما چه فايده جای ميخ كه رو
ديوار مونده ...!
...
فهرست اصلی
درد و دلهايم
مادرم ، تموم زندگیم برگشت ...
بهاریه ...
در غیاب تو ...
برای بهارم ...
تو بهاری ... نه بهاران از توست
...
لالایی برای بهارم
سکوت
يه عالمه دوست
يه عالمه دوست
عقبگرد
طراح قالب
POWERED BY