نوشته های پیشین
درباره وبلاگ

نميدانم زندگی چيست !؟
اگر زندگی شكستن سكوت است
سالهاست كه من سكوت
را شكسته ام
اگر خروش جويبار است
سالهاست كه من در چشمه ی
جوشان زندگی جوشيده ام
اما اين نكته را فراموش نمیكنم
كه زندگی بیوفاست
زندگی سالهاست به من آموخته
اشك بريزم ، اما اشكانم به
من نياموختند كه چگونه
زندگیكنم ... !؟
شايد با سكوت بتوانم زندگیكنم
...
سكوتم را به باران هديه كردم
تمام زندگی را گريه كردم
نبودی در فراق شانه هايت
به هر خاكی رسيدم تكيه كردم
...
هروقت كه دل كسی رو شكستی
روی يه ديوار ميخی بكوب تا يادت
باشه كه دلشو شكستی
هروقت كه دلشو بدست آوردی
ميخ رو از روی ديوار در بيار
آخه ، دلشو بدست آوردی !
اما چه فايده جای ميخ كه رو
ديوار مونده ...!
...
فهرست اصلی
طراح قالب
POWERED BY